|
سلام سوسیالیسم:
سایت وزین «سلام دموکرات» که در شناسایی و معرفی اندیشه های حیرت انگیز ید طولایی دارد نوشته ای با عنوان «منصور اسانلو، سندیکا سازی و رؤیای وحدت ملی!!» و امضا «فعالین لغو کار مزدی» منتشر کرده است. این نوشته که جوابی است به مصاحبه منصور اسانلو به مناسبت اول ماه می با «دانا شهسواری» از سایت روز پیش از هرچیز با ادبیات سخیف و سپس با آوردن فاکت های اشتباه و درنهایت با ادعاهای بزرگ خود خواننده را متحیر می کند، اما پس از چندی، خواننده آشنا به مباحث کارگری در می یابد که این تریبون بد صدا زیاد هم تازه از راه رسیده نیست و در واقع همان حرفهایی را می گوید که سالهاست می گوید .
پیش از آنکه پرچم مبارزه سندیکایی پس از سالها خاک خوردن به دست «هیات موسسان سندیکاهای کارگری» و پیشاپیش همه «سندیکای کارگران شرکت واحد» برافراشته شود، برای فعالین سندیکایی «چون روز روشن بود که زین پس عافیت طلبان، آنارشیستها، رانت خواران خواران حزب اسلامی کار و خانه کارگری های شرمگین، دشمنان اتحاد و همبستگی کارگران و سندیکا ستیزان لحظه ای آرام نمی گیرند و به هر حیله ای متوسل می شوند تا از ادامه کارشان جلوگیری کنند....
امروز پس از گذشت بیش از پنج سال فعالیت صبورانه، شجاعانه، مستمر و در عین حال علمی-کاربردی هیات موسسان کارگری باز هم شاهد تحریف ها و تخریب های گوناگون از ناحیه همین نیروها به اشکال جدید آن هستیم... در همان ابتدای کار (هنگام برگزاری جلسات ماهیانه آموزشی در محل سندیکای خبازان) آنارشیستها با دادن عنوان «خبازنشین ها» به فعالان سندیکایی و زدن برچسب های نفاق افکنانه هرگونه نزدیکی به هیات موسسان را تقبیح و تحریم کردند و در اولین قدم تلاش کردند از تکرار برگزاری مشترک جشن اول ماه مه توسط گروه های مختلف کارگری جلوگیری به عمل آورند و با درج نقدهای بی اساس در برخی روزنامه ها فعالیت سندیکایی را آتش بیاری معرکه دولتی ها نمایاندند و اصل فعالیت سندیکایی را در خدمت سرمایه داری و امری بیهوده نشان دادند و بدیل «شوراهای کارگری به مثابه تشکل ضدسرمایه داری» و یا «تشکل کارگری به مثابه جنبش اجتماعی طبقه کارگر علیه سرمایه داری» را در دستور کار خویش قرار دادند»(به نقل از جزوه «درباره ی هیات موسسان سندیکاهای کارگری» انتشار بهمن 1385)
جنبش سندیکایی ایران در این سالها راه خود را درپیش گرفته است و اینان به بیراهه خود رفته اند. امروز هم این نوشته سند روشن و افشاگرانه ای است برای آنکه نشان داده شود جنبش سندیکایی ایران چه می گوید و این «انقلابیون» سندیکا ستیز چه می خواهند.
منصور اسانلو در مصاحبه خود می گوید: «اصلي ترين مشكلي كه امروز كارگران ايران و تاحدي در سطح جهان با آن مواجه هستند و به همين دليل هم هر روز زندگي ما در شرايط سخت تر و غير انساني تري قرارمي گيرد و دستاوردهايي كه طي 50 سال گذشته، كارگران به لحاظ بيمه هاي تامين اجتماعي پوشش هاي حمايتي، كاهش ساعت كار، افزايش دستمزد ها و.... داشتند يكي يكي در حال از دستن رفتن است، نبود تشكل هاي آزاد و مستقل و متحد در بين كارگران است. به همين علت كارفرما ها چه در بخش هاي خصوصي و چه در بخش هاي دولتي با توجه به پراكندگي و نا آگاهي كارگران نسبت به حقوق خود و قانون كار و نسبت به تاريخ زندگي كارگري در كشورما و جهان، نهايت سوء استفاده را مي كنند.»
"فعالین" لغو کار مزدی از این گفته اسانلو به این نتیجه می رسند که:« عصاره حرف اسانلو این است که نظام سرمایه داری « به ذات خود ندارد عیبی»! « هر عیبی که هست از بی سندیکائی کارگران است»!! ریشه استثمار و فقر و فلاکت و سیه روزی بشر در عمق شیوه تولید سرمایه داری و در ژرفنای موجودیت نظام بردگی مزدی نهفته نیست!! بلکه نبود سندیکاهائی از نوع سندیکای شرکت واحد است که موجب پیدایش تمامی این بدبختی ها و جنایات و توحش ها گردیده است!!! اگر آقای اسانلو از محضر عدل سرمایه و مثلاً از حضرت آقای شاهرودی که اسانلو ارادت بسیار زیادی به آستان ایشان دارد، مجوز آزادی کار سندیکا را کسب نماید، اگر ایشان بتواند در مقام نماینده سندیکا با سران دولت اسلامی بورژوازی و نمایندگان صاحبان سرمایه بر سر میز مذاکره جلوس کند، دیگر هیج معضلی زندگی هیچ کارگری را آزار نخواهد داد.»
مصاحبه گر از آقای اسانلو درباره ممانعت حکومت از فعالیت سندیکایی «به بهانه منافع ملی» می پرسد و منصور اسانلو روشنگرانه پاسخ می دهد:« منافع ملي متعلق به اكثريت جامعه است. اكثريت جامعه هم كارگر هستند. كارگران اگر با يكديگر متحد باشند و از زندگي خود راضي باشند، ديگر امنيت ملي به خطر نمي افتد. اتفاقا آن كساني كه اقليت هستند و مي خواهند منافع ملي را چپاول كنند مخالف امنيت ملي هستند.»
"فعالین" لغو کار مزدی در نقل قول ناشیانه «منافع ملی» را با «وحدت ملی» عوض می کنند و می گویند:« بخش دوم مصاحبه اسانلو به تبلیغ وحدت ملی می پردازد.» و به نتایج مطلوب خود می رسد:« ایشان عاشق سینه چاک اتحاد سرمایه داران و کارگران است و لابد شرکت در این مصاحبه را نیز بعنوان وظیفه ای برای لبیک به ندای پیر کرکس دجال سرمایه علی خامنه ای و شعار « اتحاد ملی و انسجام اسلامی» او تشخیص داده است!!»
یک اشاره علمی و دقیق اسانلو به مساله نفت در اقتصاد ایران "فعالین" لغو کار مزدی را به این نتیجه می رساند که بنا به نظر اسانلو « اصلاً طبقه کارگری وجود ندارد، استثماری صورت نمی گیرد، این کارگران نیستند که سرمایه را تولید می کنند. مملکتی هست و چند راهزن نفتی که در عین حال آدم های خبیثی هم هستند و همه این نفت ها را خودشان می خورند و به فقرا و مستضعفان نمی دهند!!! اسانلو نه از نظام سرمایه داری چیزی می فهمد، نه از مکان نفت در اقتصاد کاپیتالیستی ایران هیچ چیز درک می کند، نه از معنی استثمار نیروی کار توسط سرمایه هیچ سر در می آورد، او فقط نفت و غارت نفتی و خبث ذات نفتخوران را می فهمد.»
"فعالین" لغو کار مزدی می نویسند:« کارگران ایران از صد سال پیش تا امروز در زیر رگبار گلوله های هارترین رژیم ها گسترده ترین و عظیم ترین اعتصابات را سازمان داده اند. در تاریک ترین دوران دیکتاتوریها با اعتصاب خویش، کل استان خوزستان را بر سر قدرت امپریالیستی بورژوازی بریتانیا خراب کرده اند. در زمانی که دیکتاتوری سرمایه « نسیم را بی پرس و جو اجازه رفتن نمی داد» سه هفته سه هفته برزگرین واحدهای صنعتی 3000 تا 8000 کارگری را در عمق اعتصابات خود غرق کرده و صاحبان آنها را به قبول خواسته های خود مجبور ساخته اند. کارگران ایران نیروی محرکه انقلاب 57 بوده اند و فراوان کارها از این دست که انجام داده اند.»
این "فعالین" حتی از خودشان نمی پرسند که صد سال مبارزه طبقه کارگر ایران، سازماندهی اعتصابات و به زانو درآوردن امپریالیسم بریتانیا آیا جز از طریق سازماندهی طبقه در سندیکاها بوده است؟
"فعالین" لغو کار مزدی می پرسند که در سراسر جهان «کدام یک از این سندیکاها، اتحادیه ها و فدراسیونها حتی در مقابل تعرضات بی امان نظام سرمایه داری به سطح معیشت و حقوق اجتماعی کارگران کمترین مقاومتی از خود نشان داده اند؟» ایشان اگر شکل و روش مبارزه صد ساله کارگران ایران و از جمله مبارزه ایشان با امپریالیسم انگلستان را بررسی کنند، شاید نیازی به بررسی نقش سندیکاها در سراسر جهان نباشد.
منصور اسانلو کارگر است و می داند ناآگاهی کارگر یعنی چه. آگاه است و می داند فرق میان اعتصاب سیاسی و غیر سیاسی چیست. می داند تفاوت مطالبات سیاسی با مطالبات غیر سیاسی چیست و می داند که ایجاد انگیزه برای اینکه کارگران به فعالیت سندیکایی روی بیاورند، ایجاد آگاهی به حقوق قانونی خود برای اینکه به راحتی از ترس «سیاسی بودن» عقب نروند و میدان را خالی نکنند چه زحمتی دارد و قدم در راه مبارزه سندیکایی گذاشته است. ماهها زیر سنگین ترین فشار ها در بازداشت به سر برده و جسم مچاله شده خود را با قید وثیقه از اوین آزاد کرده و پرونده اش مفتوح است و تهدید شده و اخراج شده و توانسته به همراه دیگر فعالین سندیکایی در شرکت واحد و در هیات موسسان سندیکاهای کارگری حاکمیت سیاسی ایران به عقب براند. هیات موسسان سندیکاهای کارگری توانسته است پرچم سندیکاخواهی طبقه کارگر را برافرازد و آنوقت "فعالین" لغو کار مزدی می نویسند:« او خواستار متشکل شدن کارگران در ظرفی است که از درون آن دست بیعت صاحبان سرمایه و نظام اختاپوسی سرمایه داری را بسیار صمیمانه بفشارند و بر سر میز مذاکره با خدم و حشم همین نظام خواستار کرامت سرمایه در حق خویش شوند!!!»
فکر نمی کنیم بیش از این نیاز به بررسی این نوشته باشد که خود به قدر کافی خود را افشا می کند. در مصاحبه آقای اسانلو و در نوشته "فعالین" لغو کار مزدی که در پی می آید نکاتی که به نظرمان قابل توجه بوده است را رنگی کرده ایم.
"فعالین" لغو کار مزدی، این فحاشان پشت پرده باید پیش از طلب ارث برادری خود را ثابت کنند.
ایشان باید آلترناتیو خود را برای تشکل یابی طبقه کارگر ارائه دهند.
ایشان باید برنامه های خود را برای رسیدن به این آلترناتیو ارائه دهند.
این "فعالین" باید نقاب خود را کنار بزنند و پیش از هر چیز کارنامه «فعالیت» خود را ارائه دهند.
سلام سوسياليسم
|
|
|