ناهید کشاورز
بهاره هدایت،سمبل فمینیزه کردن جنبش دانشجویی
وقتی تاریخ جنبش زنان در سرزمین های دیگر را ورق می زنیم، با زنانی مواجه می شویم که از دل جنبش دانشجویی برخاسته اند. زنانی که در طول مبارزه مشترک با همکاران مرد برای آزادی و عدالت، در روند مبارزه، از نگاه مردسالارانه همکاران مرد ونیز ساخت مرد محور سازمان های دانشجویی خسته و دلزده شده و به این نتیجه رسیده اند که باید مبارزه با مردسالاری را در انجمن ها و گروه های مستقل زنانه پیش برند.الگو در کشور ما نیز تا به امروز جز این نبوده است. بازگویی های زنانی که در سازمان های سیاسی دربحبوحه انقلاب کار کرده اند، پر از گلایه از نگاه مرد محور و بی تفاوت همرزمانشان نسبت به مسائل ویژه آنان است. مردان و حتی زنانی که مسائل زنان را فرعی و غیر مهم می دانستند. حل آن را به فردای پیروزی بر امپریالیسم ، قدرت گیری طبقه کارگر و یا ظهور حکومت دمکراتیک حواله می کردند. تسلط این نگاه در سازمان های سیاسی بود که در فردای بازخیزش حرکت زنان در اوایل دهه 70 ، فعالان زنان را به بازنگری رفتار و کنش خود و هم رزمانشان در سازمان ها و گروه های سیاسی می کشاند و استقلال جنبش زنان را به یکی از مهم ترین دغدغه های آنان تبدیل می کند. استقلال از دولت که رکن هر جنبش اجتماعی است، استقلال از مردان و استقلال از احزاب سیاسی.1
نسلی که تاوان جسارتش را می پردازد
اما امروز نسل جدیدی از فعالان زنان بر بالیده است. نسلی که گرچه سرمایه فرهنگیش آن چنان عمیق و گسترده است که تاریخ مبارزات کشورش را می شناسد و با دغدغه های نسل پیش از خود برای حفظ استقلال جنبشی که با خون دل بر بالیده است، آشناست، اما در جست وجوی راه های نو برای قدرتمند ساختن این جنبش بی مهابا و شجاع است. بهاره هدایت و امیر یعقوب علی از پیشگامان این نسل هستند. هر دوی این ها با جسارت و دشواری ، با درک جایگاه خود سعی کرده اند نه تنها بر توان جنبش زنان بیافزایند، بلکه پلی باشند میان جنبش های دانشجوی و زنان و بر غنای هر دو جنبش بسیار بیفزایند واکنون در بند بودن هردوی آنان تاوان جسارت و تلاش آنان برای قدرتمند کردن هر دو جنبش است.
بهاره فعال دانشجویی است؛ او عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت و مسئول کمیسیون زنان تحکیم است. بهاره به همراه علی اکبر موسوی خویینی، سمیرا صدری و تعداد زیادی از افراد برابری خواه دیگر در روز تجمع 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر دستگیر می شود. بهاره به دلیل شرکت در این تجمع مسالمت آمیز، محکوم به 2 سال حبس تعلیقی می شود.حکمی که قرار بود چون شمشیر داموکلس بر سر بهاره بماند و او را از هر گونه کنش حق طلبانه منصرف کند. بهاره اما با رفتار شجاعانه خود در تجمع 6 نفره به همراه دیگر یارانش در شورای مرکزی تحکیم وحدت، در روز 18 تیر، نشان داد که این گونه حکم ها در ارعاب فعالان پی گیر جنبش زنان و دانشجویی تاثیری ندارد.
بهاره و راه دشوار ایجاد تغییر در ساخت مردانه
بهاره از آن دست دانشجویانی است که هنگامی که با ساخت و ذهنیت بیشتر مردانه تشکل های دانشجویی( به ویژه تحکیم وحدت که خود در آن فعال است) روبرو می شود، چاره را نه در گریز ازمبارزه ای که به گفته خودش پاسداری از حیات جامعه مدنی است، که در ایستادگی و تلاش برای تغییر ذهنیت و عمل همرزمانش می داند. بهاره به همراه برخی از هم فکرانش در تحکیم، «کمیسیون زنان تحکیم وحدت» را پایه ریزی می کند، که خود تلاشی برای ایجاد و گسترش ارتباط میان جنبش دانشجویی و جنبش زنان است. با شروع به کار کمپین یک میلیون امضاء ازجمله نخستین فعالانی است که به کمپین می پیوندد و کمپین را برنامه مناسبی برای گسترش مطالبات زنان در میان دانشجویان می داند و یکی از الویت های کمیسیون زنان را فعالیت در کمپین یک میلیون امضاء می داند. راهی که بهاره انتخاب می کند، راه دشواری است. همیشه ایجاد تغییر در سازمان هایی که سنت های مبارزاتی جا افتاده دارند، دشوار تر است. تحکیم به عنوان یکی از قدیمی ترین تشکل های دانشجویی سنت های مبارزاتی جا افتاده خود را دارند،. به دلیل شرایط دشواری که کشور ما با آن مواجه است، تحکیم به شدت سیاسی است چرا که در نبود احزاب و گروه های دموکرات، تحکیم یک تنه بار دموکراسی خواهی را بردوش می کشد، گرچه مبارزه برای دموکراسی از مبارزه برای برابری زن و مرد، جدا نیست. اما نبود سنت های مبارزاتی جنسیتی، عدم تمایل دختران به شرکت در تشکل های دانشجویی و ساخت مردانه تشکل های دانشجویی باعث شده بود، مطالبات برابری خواهانه کمتر مورد توجه قرار گیرد. سختی کار کسانی که دغدغه های زنان داشتند، چنان بود، که بسیاری از آنان عطای فعالیت در تشکل های دانشجویی را به لقای آن می بخشیدند و یکسره به گروه ها، تشکل ها و حلقه های زنان روی می آوردند. بهاره و برخی از دوستانش با آگاهی به دشواری کار، انتخاب دیگری می کنند. آنان سعی می کنند، ساخت مردانه تحکیم را دگرگون کنند، به جای قهر از جنبش دانشجویی، با دانشجویانی که دغدغه زنان اولویت اولشان است، کمیسیون زنان را پی می گیرند، کمیسیونی که در همین مدت، منشاء خیر بسیار برای جنبش زنان و دانشجویی بوده است. در زمانی که ساخت متصلب سیاسی، تمامی عرصه های فعالیت عمومی را بر جنبش زنان بسته است، کمیسیون زنان در دفتر کوچک ادوار تحکیم میزبان فعالان جنبش زنان می شود. در دورانی که تمامی تریبون ها به جز اندک سایت های هر روز در معرض فیلتر ، بر فعالان زنان بسته می شود، کمیسیون زنان، دفتر تحکیم وحدت و ادوار، به تریبون فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی بدل می شوند، تمامی این اتفاقات میمون به همت و ابتکار بهاره و همکارانش پدید آمده است. بهاره ای که برای ما فعالان جنبش زنان، بهاری در دل زمستان استبداد است. بهاره خود به دشواری کاری که رسالت انجامش را بر عهد گرفته است،آگاه است. او می داند که در زمانه ای که نیروهای تمامیت خواه عرصه را بر فعالان دانشجویی بسیار بسته اند، دانشجویان تحکیم دغدغه های خود را برای پاسداشت دموکراسی دارند، در زمانه ای که هر روز فعالان دانشجویی را با بحرانی تازه مواجه می کنند، پیشبرد بحث برابری زنان و تبدیل آن به اولویت مبارزاتی کار دشواری است.بهاره در گفتگو با فرناز سیفی از مشکلاتی که برای پیشبرد مسائل زنان در جنبش دانشجویی در پیش روی دارند، می گوید:« بچه هایی که وارد انجمن های اسلامی می شوند عادت کرده اند که سیاسی فکر کنند و دغدغه های سیاسی داشته باشند. بنابراین وقتی کسی از شق دیگری از بحران ها و مسایل اجتماعی صحبت کند، برای آنها ناشناس و تا حدی غریب است. بنابراین هرچند کلید این کمیسیون زده شده است، اما هنوز کار زیادی داریم تا بچه های خودمان را با این تفکر آشنا کنیم. در یک سال گذشته مشکل ما همین بوده است که کمی سخت توانستیم بچه های جنبش زنان را پیدا کنیم و یک مقدار هم هرچقدر در بچه های خودمان عمیق تر می شویم می بینیم که مساله زنان هنوز میان آنها جا نیفتاده است. صحبت مسایل زنان که می شود، عده ای به این مسایل معتقدند و یک عده دیگر نیز با یک حالت کلیشه ای و سمبولیک که حالا مد شده است از جنبش زنان می گویند، خوب ما هم می گوییم برخورد می کنند و یک عده دیگری نیز مشخصا معترض هستند و اعتقاد دارند که دفتر تحکیم وحدت حالا همه سابقه اش را روی مسایل سیاسی گذاشته است و اگر وارد وادی دیگر نشویم بهتر است»2
بهاره اما امیدوار است، با وجود دشواری ها، او و همکاراش کار سترگی کرده اند، تاوان این کار سترگ از دیدگاه اقتدارگرایان و مردسالاران شاید غل و زنجیر باشد، اما بهاره و یارانش، در قلب زنان و مردانی جای دارند که به برابری و دنیای بهتر می اندیشند. دشواری انفرادی و بند 209 زندان اوین، چشم بند و دست بندو تحقیرها، به خاطره ای تبدیل می شود. بهاره می ماند و آرمان بزرگش و کارهایی که در پیش دارد...
امیر یعقوب علی به عنوان یکی از پیشگامان مردان فمینیست
امیر یعقوب علی اما حکایتی دیگر دارد. امیر یکی از مردان جوان کمپین یک میلیون امضاست. امیر ازآن دسته مردان آگاهی است که تداوم مردسالاری را ننگ می دانند، ننگی که مردان و زنان در تداوم آن شریکند. او از آن دسته مردانی است که خود را متعهد به مبارزه با مردسالاری می داند. برای وی این که حق مادرش نصف او باشد، شرم آور است. او دفاع از حق مادر، خواهر و دیگر زنان سرزمینش را مسئولیت خود می داند. حضور چنین مردانی است که خواب سنت گرایان و اقتدارطلبان را آشفته است. جرم امیر چیست؟ امیر 20 ساله است، زمانی که حکومت گران با یک ابلاغ دست آوردهای حقوقی زنان را که حاصل تلاش فعالان زنان و خو ن جگر خوردن آنان بود، را غیر شرعی و ملغی دانستند، او هنوز به دنیا نیامده بود. امیر به نسل جدید ی تعلق دارد، نسلی که زنان را نه نیمه ناتوان و نیازمند حمایت خود که نیمه برابر خود می داند و از آن روست که تلاش برای رفع قوانین تبعیض آمیز برای این نیمه برابر را نه ترحم به او که وظیفه شهروندی خود برای ایجاد جامعه ای انسانی می داند. جامعه ای که حق و مسئولیت به تساوی بین دو نیمه تقسیم می شود.
امیر فعالیت در کمپین را انتخاب کرده است، چرا که گرچه به مانند بسیاری از دیگر کنشگران کمپین مسائل زنان را تنها به تبعیض های حقوقی تقلیل نمی دهد، اما رفع این تبعیض ها را قدم اول در دستیابی به برابری زنان و مردان می داند. آن چه برای او کمپین را خواستنی تر می کند، روش کمپین است:« در مجموع، جداي از واکنش ها(واکنش کسانی که بیانیه را می خواندند)، آنچه برايم جالب بود يکي پاسخ هايي بود که خود بچه ها در جواب سوال هاي يکديگر مي دادند و ديگري آنکه کمپين به چه سادگي راه نفوذ خود را به ميان جمع ها، خانواده ها و گروه هاي دوستي باز مي کند. البته، من برابري زنان و مردان را صرفاً در گرو تغيير قوانين نمي دانم و گمان نمي کنم که هيچ يک از دست اندرکاران کمپين هم صرفاً در اين فکر باشند که با تغيير قوانين زن ستيز، برابري زنان و مردان محقق مي شود و ديگر زنان از مشکل تبعيض در جامعه رنج نمي برند. اما، آنچه کمپين را براي من (و حتما براي بسياري چون من) حائز اهميت مي کند همين قدرت نفوذش است. کمپين توانسته کاري را انجام دهد که ما مدتهاست قصد انجام اش را داريم و از انجامش ناتوانيم: يعني انتقال دغدغه ها و مبارزات اجتماعي از ميان جمع فعالان جنبش به درون جامعه. و کمتر کسي است که بتواند ادعا کند که اين کاري است ناچيز و کوچک.»3
امیر با مردان نسل پیش از خود تفاوت بنیادی دارد. بسیاری از ما از حمایت و تشویق های مردانی در زندگیمان برخوردار بوده ایم. بسیاری از ما پدر و یا برادری داشته یم ، که کتاب به دستمان داده است، به مستقل بودن تشویقمان کرده است. اما هنگامی که آن دخترک سخت کوش که به نظر پدر یا برادرش با بقیه دختران متفاوت بود، می خواست راه خود برود با هشدار مرد مواجه می شد، که چقدر تند می روی، آن مرد دخترک را «مدرن اما فروتن» می خواست.
نسل جدید مردان برابری خواه زن را مدرن و برابر می خواهند. شاهد من مشاهدات ، گفتگوها و خواندن مطالب این مردان است. مردانی که تعدادشان هنوز چندان زیاد نیست، اما وجود تک تک شان به ما زوال مردسالاری را یادآور می شوند. البته شرایط زندگی این مردان هم تفاوت زیادی با نسل پیش از خود دارد. در 30 سال اخیر جامعه ما تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است. برخی از پایه ها مردسالاری به ویژه در خانواده ایرانی با بحران جدی مواجه گشته است. ساخت خانواده ایرانی دموکراتیک تر گشته است. بارز ترین نمود این تغییرات حضور گسترده دختران دانشجو در دانشگاه هاست. این تغییرات خود به ظهور چنین مردانی کمک خواهد کرد.
ظهور پدیده ای به عنوان مردان فمینیست
همانطور که در بالا اشاره کردیم، تغییرات جامعه ایران نشان می دهد که نگاهی که هم چنان بر نابرابری زنان و مردان تاکید می کند، تا حد زیادی به چالش فراخوانده شده است. حداقل این نگاه در میان گروه های نخبه جامعه حمایت خود را از دست داده است. کمتر مردی می تواند از برتری خصوصیات ذاتی مردان بر زنان سخن بگوید و سخنش مورد پذیرش و تکریم واقع شود. چنین مردی در نگاه عمومی، مردی عقب مانده، نامتمدن، سنتی و مردسالار لقب می گیرد و از طرف افکار عمومی جدی تلقی نمی شود.
از طرف دیگر جنبش زنان در چند سال اخیر خود را بر جامعه تحمیل کرده است و گفتمان برابری خواهی به یک گفتمان مطرح در عرصه افکار عمومی تبدیل شده است. امروز کمتر روزنامه و نشریه ای است که بحث زنان را به کلی نادیده انگارد و کمتر حزب و دسته ای است که مسئله زنان را به فراموشی سپارد. همان احزاب و گروه هایی که در سال های نه چندان دور مسائل زنان را فرعی قلمداد می کردند و حل آن را به سال های آینده و در گرو حل شدن مسائل «مهم» می دانستند، اکنون نمی توانند از مسائل زنان طفره بروند و اخبار و مقالات مربوط به زنان یکی از بخش های مهم هر سایت و رسانه ای است.
ما در میان مردان هم با پدیده ای به نام مردان فمینیست مواجهیم که گرچه هنوز بسیار کم تعدادند اما خود نوید تغییر مناسبات جان سخت مرد سالارانه اند.
این مردان با مردان نسل های پیش از خود تفاوت بسیار دارند. حتی با مردانی که از حقوق زنان دفاع می کردند. من با مراجعه به نوشته های یکی از این مردان سعی می کنم تحلیل خودم را از چنین مردانی ارائه بدهم و تفاوت هایی که به نظرم این مردان با مردان نسل پیشین دارند را مطرح کنم.
1.جنبش زنان برای چنین مردانی، یک اولویت است. آن ها تنها از سر دلسوزی برای زنان به این جنبش نیامده اند. بخشی از هویت خود را از این جنبش می گیرند.« از این که خود را فمینیست بدانیم فرار نکنیم. فمینیسم هنوز هم تنها "ایسم" ایست که می شود با افتخار از آن یاد کرد».علی عبدی یکی از دوستان امیر یعقوب علی،در وبلاگش« تا دموکراسی» در بیان آرزوهایش، آرزوی اولش را ایجاد شرایط دموکراتیک در ایران بیان کرده بود. - بزرگ ترین آرزویی که دارم برقراری دموکراسی در ایران و رعایت حقوق بشر است. می دانم که جبر تاریخ است و اتفاق خواهد افتاد. روزی که انتخابات آزاد در ایران برگزار شود و از همه ی گرایش ها کاندیدایش شده باشند روز بزرگی است. اما دومین آرزوی او تغییر مناسبات جنسیتی است:« آرزو دارم که قوانین، باورهای فرهنگی، برداشت های دینی، کلیشه ها و هنجارهایی که به نوعی به تبعیض علیه زنان دامن می زنند تغییر کنند. تغییر قوانین و برداشت های دینی در زمان حیات این نسل اتفاق می افتد اما باورهای فرهنگی و کلیشه ها سخت جان اند. ما و نسل های بعد از ما باید کار کنند و حرف بزنند و فرهنگ بسازند.»4
2. به فوائد مبارزه فمینیستی هم برای مردان و هم زنان اذعان دارند.در نگاه این مردان فمینیسم تنها جنبشی به نفع زنان نیست. علی عبدی در 2 پست سعی می کند، فواید جنبش زنان برای مردان را ذکر کند.5
3.این مردان با مقاومت جامعه مردسالار مواجهند. مبارزه ای را انتخاب کرده اند که از طرف خانواده ، دوستان هم جنس و حتی برخی از زنان مورد تردید و سوءظن قرار می گیرند. به هر حال مقابله با چنین نگرش هایی خود انرژی زیادی می برد و به عزم قوی ، شجاعت و اعتماد به نفس نیاز دارد.علی عبدی در یادداشتی به نام مرد گناه کار فمینیست به تجربه دردناک خود اشاره می کند:« مي گويند كه همه بي گناهند مگر آن كه خلافش ثابت شود. در مورد مردهاي فمينيست اين گزاره صادق نيست. مردهاي فمينسيت هميشه گناهكارند مگر آن كه خلافش ثابت شود؛ كه خلافش هم به اين راحتي ها ثابت نمي شود. يك مرد فمينيست به نظرم در تمام عمر با آدم هايي روبه روست كه فكر مي كنند اين مرد حتمن ريگي به كفشش هست و هدف هاي پليدي از اين "فمينيست بازي ها" دارد وگرنه اگر عقل داشت و آدم حسابي بود و هدف هاي بد نداشت كه نمي رفت فمينيست بشود! البته من هنوز با جامعه ي مردان فمينيست (هشت الي دوازده نفر!) آشنايي زيادي پيدا نكرده ام و بيشتر در حد تعارفات خودماني و سلام و عليك بوده است اما فكر مي كنم خيلي از تجربه ها و برخوردهايي كه با آن روبه رو مي شويم شبيه هم باشد. »6
من در گفتگو با بسیاری از دوستانم، نقش یک مرد را ( به ویژه در خانواده) در زندگیشان و نیز سوگیری علائق فکری شان دریافته ام. اما بسیاری از دوستان من از جمله خودم در روند تغییرات فکریشان از مقاومت همین مردان و تلاش آن ها برای کنترل افکار و اعمالشان سخن گفته اند. مردان روشنفکری که مشوق خواهران، دختران و یا دوستان شان برای ادامه تحصیل و یا استقلال مادی و فکری بوده اند ولی در روند استقلال طلبی این زنان، آن ها را پررو و زیاده خواه دانسته اند و سعی کرده اند رعایت هنجارها و نرم های جامعه را به آن ها یادآور شوند. با مطالعه نوشته های این مردان فمینیست و نیز دیدن برخوردها یشان به نظر می رسد که این نگاه و رفتار مورد نقد جدی است.
این ها نشان دهنده یک تغییر معنی دار ذهنیتی در جامعه ایران است. مردانی که سعی می کنند دفاع خود از برابری جنسی را صادقانه نشان دهند. وجود کامنت هایی که برای پست های مختلف چنین نوشته هایی گذاشته می شود، گر چه مقاومت برخی از مردان در مقابل گسترش اندیشه های برابری خواهانه را نشان می دهد، اما از سوی دیگرنشان دهنده اقبال مخاطبان به این بحث ها و نیز گسترش و عمومی شدن این بحث هاست.
کمپین یک میلیون امضاء و تجربه های ناب
کمپین یک میلیون امضاء در تجربه مبارزه اجتماعی و دمکراتیک در کشور ما از موارد نادری است که توانسته است در حرکتی که زنان مبتکر و طراحش بوده اند، به جذب مردان بپردازد. ، از 370 داوطلبی که در تهران در کارگاه های آموزشی کمپین شرکت کرده اند، 50 نفر آن ها مرد بوده است، در میان اعضای اولیه کمپین(54 نفر) فقط نام دو مرد مشاهده می شود اما در لیست 86 نفری بعدی که شامل اعضای جدیدی است که در سه ماهه اولیه فعالیت کمپین به کمپین پیوسته اند، با نام 16 مرد برخورد می کنیم که نشان دهنده حضور مردان جوان در کمپین است، مردانی که در تعریف خود از فمینیسم «نقد تربیت مردسالارانه خود» 1را نشانگر هویت فمینیستی خود می دانند. یعنی از 140 فعال اولیه کمپین در سه ماهه اول 18 نفر مرد و 122 فعال دیگر زن هستند. یعنی به فعالان کمپین مرتب در تهران و شهرستان ها اضافه شده است. طبق گزارش کمیته آموزش، تا کنون در تهران 31 کارگاه دختران و 5 کارگاه پسران برای داوطلبان برگزار شده است. طبق بر اوردها، در 31 کارگاه دختران،320 نفر برای کار در کمپین آموزش دیده اند و حدود 50 پسر در کارگاه های پسران آموزش دیده اند.7
البته در گفتگو با کاوه مظفری یکی از فعالان مرد جنبش زنان که مسئولیت اداره کارگاه های داوطلبان مرد را به عهده دارد، وی از انگیزه کمتر پسران نسبت به دختران در فعالیت در کمپین می گفت.
در شهرستان ها ، ابتدا بیشتر مردان فعال بوده اند. مثلا در شهرهای گرگان، کرمانشاه، یزد و همدان رابطین اولیه کمپین پسرانی بوده اند که با داوطلبین تهرانی در ارتباط بوده اند ولی به مرور دختران فعال تر شده اند و با فعالین تهرانی ارتباط گرفته اند.
نگاهی به نوشته های فعالان مرد کمپین نشان می دهد که در جو مردسالارانه موجود، مردان در کمپین یک میلیون امضاء به هنگام جمع آوری امضاء با دشواری های بیشتری مواجه هستند.« مردهایی که در جهت برابری زن و مرد و ایجاد فرصت های مساوی برای همه ی آحاد بشر تلاش می کنند همیشه در مظان این اتهام قرار دارند که پشت این کارها یا به قول بعضی پشت این فمینیست بازی ها اهدافی جز آن که می گویند، در سر دارند. مردان حاضر در کمپین، که افتخار همراهی با زنان آزادیخواه و برابری طلب را پیدا کرده اند، در چشم بسیاری گناهکارند و ریگی به کفش دارند مگر آن که خلافش ثابت شود. بارها حین جمع آوری امضا با این سؤال برخورد کرده ام که چرا منِ مرد که قوانین در ظاهر به نفعم است و با وجود آن می توانم همسرم را راحت طلاق دهم و یا از او بخواهم که به من تمکین کند در صدد تغییر قوانین هستم. به نظرشان این امری غیر طبیعی است پس تنها یک احتمال باقی می ماند؛ باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد.»8 اما با وجود تعداد کمتر مردان فعال در کمپین، مردانی که به کمپین می پیوندند، آشکارا دارای سرمایه فرهنگی بالاتری نسبت به دیگر هم جنسانشان هستند، همین دانش و توانایی شان آن ها را از نویسندگان همیشگی سایت کمپین کرده است. از 38 نویسنده مقاله منتشر شده در سایت کمپین 12 نفر از آنان مرد هستند. در بخش کوچه به کوچه ابتدا هیچ تجربه ای از سوی مردان نوشته نشده بود اما به تدریج حضور آنان را می توان پررنگ تر دید. از 95 تجربه نوشته شده 51 نویسنده جوان و 7 نویسنده مرد هستند. بنا به گزارش کمیته پسران کمپین، از میان 50 داوطلب مردی که برای جمع آوری امضاء آموزش دیده اند، حدود 10 نفر به صورت فعال و مستمر در فعالیت ها حضور دارند و به اشکال گوناگون در پیشبرد برنامه های کمپین سهیم هستند.
گناه مرد برابر خواه بودن
امیر یعقوب علی از جمله این مردان کم تعداد است. جنبش زنان قدر این مردان را خوب می داند، همراهیشان را در جنبش زنان مبارک می داند و می داند که بدون یاری این مردان برابری خواه قادر به تغییر مناسبات مردسالارانه و عمومی کردن مطالبات جنبش زنان نخواهد بود. این که رفتار نهادهای امنیتی با این گونه مردان برابری خواه که برای تغییر قوانین تبعیض آمیز مبارزه می کنند، چنین خشن است، آن ها را به بند 209 می فرستند، به خانواده هایشان هیچ خبری در مورد وضعیت فرزندشان نمی دهند، او را از تلفن و هر گونه ابزار ارتباطی محروم می کنند، تنها به این معناست که آنان از گسترش چنین مردان برابری خواهی وحشت دارند، وحشتی که در سخنان بازپرس پرونده نیز هویداست، هنگامی که مادر امیر ، به بازپرس پرونده می گوید، جرم پسرش چیست و آیا جمع کردن امضاء برای تغییر قوانین جرم است. قاضی که خود را ملزم به پاسخ نمی بیند، به او می گوید« من به قانونی بودن و غیر قانونی بودن کار او کاری ندارم. امیر مرد است، چکار به کار زن ها دارد.»10
پانوشت ها
1کشاورز، ناهید،مفهوم استقلال در نگاه کنشگران جنبش زنان، زنستان ، شماره 22
2 گفتگوی فرناز سیفی با بهاره هدایت، زنستان شماره 17 ویژه زن و دانشگاه
3یعقوب علی، امیر، واکنش های جالب به کمپین در کلاس زبان، بخش کوچه به کوچه سایت تغییر برای برابری، 19 بهمن 1385
4گفتگوی خودم با کاوه مظفری از فعالین کمپین.21 دی ماه 1385
5 وبلاک تا دموکراسی
6 همان
7 همان
8 گزارش عملکرد نه ماهه کمیته های مختلف کمپین یک میلیون امضاء
9عبدی ، علی،مردان و کمپین یک میلیون امضا، سایت تغییر برای برابری، يكشنبه 19 فروردین 1386
10 خبر انتقال امیر یعقوب علی به بند 209 اوین، سایت تغییر برای برابری
سایت زنستان